توسعه نيافتگي
توسعهنیافتگی حالت یا وضع توسعۀ اقتصادی در یك ناحیه یا كشور است كه وسایل ضروری برای رشد اولیه را ندارد و نسبت بالایی از منابع آن باید به كارهای كشاورزی تخصیص یابد. مسأله اساسی در این مرحله از توسعۀ اقتصادی این است كه حدّ بالایی از سطح قابل دستیابی به مقدار تولید سرانه وجود ندارد. این محدودیت از این واقعیت برخاسته است كه امكانات بالقوّۀ ناشی از علم جدید و منابع، اساسا یا موجود نیستند و یا با قاعده و نظم به كار نمیافتند.
واژه توسعهنیافته كه در مورد بعضی كشورها به كار میرود، مانند مفهوم
توسعه، فرآیندی چند بعدی است و مشخصات آن عبارتند از: میزان بالای رشد
جمعیت، پایین بودن سطح زندگی، تفوّق بخش كشاورزی بر صنعت، ساختارهای سنّتی
كشاورزی و ایلاتی، اختلافات قومی، سرمایۀ كم، فقدان پسانداز، اشتغال
ناكافی، سوء تغذیه، وضع بد بهداشت و مسكن، ضعف قابلیت تولید یا بهرهوری.
توسعهنیافتگی پدیدهای است كه در بستر تاریخ شكل میگیرد؛ از این رو،
برای مطالعه و در ك این پدیده، بررسی و تجزیه و تحلیل ریشههای تاریخی آن
ضروری است. توسعهنیافتگی تنها به معنای فقدان توسعه نیست و نیز پدیدهای
نیست كه زاده درون جامعه توسعه نیافته باشد؛ بلكه در اثر ادغام اقتصادهای
طبیعی در روند توسعۀ سرمایهداری در سطح جهانی به وجود آمده است.
تبدیل اقتصادهای طبیعی به اقتصادهای توسعه نیافته، در اثر توسعۀ
سرمایهداری در مقیاس جهانی است. توسعهنیافتگی در اصل از رخنۀ شیوۀ
سرمایهداری به سود یك اقلیت ممتاز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به درون
جوامعی ناشی میشود كه براثر نظامهای اجتماعی كمپیشرفته خویش، زنگ زده و
فرسوده میباشند.
توسعه نیافتگی پدیدهای است كه همزمان با گسترش استعمار ملل جهان سوّم،
توسط كشورهای پیشرفته صنعتی معاصر پا به عرصه وجود گذاشت. توسعهنیافتگی را
نمیتوان به منزلۀ مرحلهای از توسعه توصیف كرد؛ چون روندی است كه در
تاریخ روابط اقتصادی كشورهای صنعتی و جوامع سنّتی پیدا شده است و پیش از
توسعۀ سرمایهداری و استعمار، توسعه نیافتگی و توسعه یافتگی وجود نداشت؛
بلكه جوامع در مرحلهای از كم توسعگی قرار داشتند.
نظریهپردازان توسعه، عوامل توسعه نیافتگی را به دو دسته عوامل درونی و بیرونی تقسیم میكنند كه عبارتند از:
الف- عومل درونی:
1- رشد بیرویه جمعیت
2- محدودیتهای نیروی انسانی ماهر
3- محدودیتهای ذاتی و ساختی
4- موانع فرهنگی
5- عدم كارایی در استفاده از كمكهای تكنیكی كشورهای توسعه یافته
6- بیتوجهی به أمر تحقیقات و پژوهشهای علمی و تكنولوژیك
7- كمبود امكانات مالی، سرمایه و تخصّص
8- عدم كارآیی دولتها
ب- عوامل بیرونی:
1-رابطه استعماری
2-انقلاب صنعتی
3-برخورد تاریخی
4- تجارت جهانی
منابع:
1) نراقی، یوسف؛ توسعه و كشورهای توسعه نیافته، تهران، شركت سهامی انتشار، 1372، چاپ دوم، ص 138– 81.
2) شایانمهر، علیرضا؛ دائرةالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، كیهان، 1379، كتاب دوم، چاپ اوّل، ص195.
3) آقابخشی، افشاریراد، علی، مینو؛ فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار، چاپ اول، 1379، ص 603.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 21:44 توسط میثم جوانمیری
|