مفهوم کنش ازدیدگاه ماکس وبر

کار ماکس وبر درباره کنش اجتماعی سال ها مرکز توجه بود. تفکر وبر درباره کنش مبتنی بر تمایزی مهم میان رفتار و کنش است.
از نظر وبر رفتار و کنش هر دو متضمن آن چیزی اند که افراد بر مبنایی روزانه انجام می دهند. با وجود این، رفتار بدون فکر یا فکر کم روی می دهد، حال آن که کنش نتیجه فرایندهای آگاهانه است.(ریتزر،1389) برای مثال ، شما هنگامی که دست خود را از اجاقی داغ عقب می کشید و یا هنگامی که چترتان را به طور خودکار موقع باریدن باز می کنید درگیر رفتار شده اید.
کانون توجه وبر معطوف به کنش بود. به عبارت دیگر، وی علاقمند به موقعیت های بود که در آن مردم به آنچه انجام می دهند برایشان معنادار است. و جامعه شناسی درباره کنش معنادار است.
جامعهشناسی از نظر مارکس وبر عبارت از علمی است که سعی دارد روابط متقابل میان کنشگران اجتماعی را بفهمد. و وبر " جامعه شناسی را به مثابه بررسی کنش بر حسب معنای ذهنی(سوبژکتیو) آن تعریف می کند"(همان،68:1389). از این رو جامعه شناسی باید بر افراد، و نه جمع ها متمرکز شود.
انواع کنش :
همانگونه که اشاره گردید از نظر وبر جامعهشناسی علم مطالعه و بررسی کنشهای اجتماعی میباشد. وبر انواع کنشها را مشخص نموده وچهار نوع کنش اجتماعی را از هم تفکیک میکند:
1. کنش عقلانی معطوف به هدف: در این نوع کنش هم هدفی که فرد آن را دنبال میکند و هم راهنمایی که بر میگزیند بر اساس اصولی بخردانه و عقلانی که مورد قبول و مشروعیت حقوقی جمع قرار گرفته شکل میگیرد. مثال : ساخت پل توسط یک مهندس راه و ساختمان.
2. کنش عقلانی معطوف به ارزش: زمانی که فقط اهداف، عقلایی و بخردانه است اما راههای انتخابی برای رسیدن به اهداف عقلایی نیستند. مثال: کاپیتان کشتی که در حال غرق شدن است ابتدا مسافر را وادار به ترک کشتی میکند و سپس خود کشتی را ترک میکند. که تنها هدف مطرح است.
3. کنش عاطفی یا انفعالی : در اینجا راه و روش انتخابی و فعالیت انسان و فرد کنشگر مطرح است، مثل مادری که فرزندش را برای اینکه پایش به لیوان شیر خورده و فرش را خیس کرده است تنبیه می کند. در این نوع کنش استدلال مدنظر نیست که آیا لیوان آب به عمد روی فرش ریخته شده یا نه؟ تنها عمل و فعالیتی که مادر و فرزند انجام میدهند مورد علاقه و توجه است.
4. کنش سنتی: در این نوع کنش هم هدفی که فرد دنبال میکند و هم راههایی که برای رسیدن به هدف برمیگزیند صرفاً بر اساس سنت شکل گرفته است نه عقل. و بنابراین، مبتنی بر چیزهایی است که به طور معمول و از روی عادت انجام می شده است. این نوع کنش در روستاها و جوامع سنتی دیده میِشود. ( تنهایی، 1374، ص 293).
این چهار نوع کنش نمونه های آرمانی هستند. لذا خیلی از کنش های ما برخی و یا چند تا از این کنش ها را دارند. بنابراین، ما صورت ناب در عالم خارج نداریم.
منابع و ماخذ:
- تنهایی، ابوالحسن،درآمدي بر مكاتب و نظريه هاي جامعه شناسي ، گناباد، نشر مرندیز، 1374
- ریتزر، جرج، مبانی نظریه جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن، ترجمه: شهناز مسمی پرست، تهران، نشر ثالث، 1389
- سیدمن، استیون، کشاکش آرا در جامعه شناسی، ترجمه: هادی جلیلی، تهران، نشر نی،1387